وبلاگ

بدغذایی کودک؛ لجبازی، حساسیت حسی یا نشانه‌ی یک مشکل تغذیه‌ای؟

۲۳ شهریور ۱۴۰۵

 

مقدمه

کودکی فقط ماکارونی ساده، نان و ماست می‌خورد.

کودک دیگری اگر سبزی داخل غذا ببیند، بشقاب را کنار می‌زند.

کودکی با دیدن غذای جدید گریه می‌کند، دهانش را می‌بندد یا می‌گوید بوی غذا حالش را بد می‌کند.

کودک دیگری غذا را مدت زیادی در دهان نگه می‌دارد، هنگام خوردن سرفه می‌کند یا با بعضی بافت‌ها حالت تهوع می‌گیرد.

در بسیاری از خانواده‌ها، وعده‌ی غذایی به یکی از پرتنش‌ترین بخش‌های روز تبدیل می‌شود. والد دنبال کودک راه می‌رود، لقمه را وارد دهان او می‌کند، قول جایزه می‌دهد، تهدید می‌کند، غذاهای متعدد می‌پزد یا با نگرانی می‌پرسد:

«اگر گرسنه بود، چرا غذا نمی‌خورد؟»

«آیا دارد لجبازی می‌کند؟»

«اگر فقط غذاهای موردعلاقه‌اش را بدهم، بدغذایی‌اش بدتر نمی‌شود؟»

«از کجا بفهمم این فقط یک مرحله‌ی طبیعی است یا به ارزیابی نیاز دارد؟»

انتخاب‌گری غذایی در سال‌های اولیه‌ی کودکی شایع است. اشتها می‌تواند از یک روز به روز دیگر تغییر کند و بسیاری از کودکان نسبت به غذاهای جدید محتاط‌اند. بااین‌حال، همه‌ی مشکلات غذاخوردن را نمی‌توان «لجبازی» نامید.

گاهی کودک به زمان و مواجهه‌ی مکرر نیاز دارد. گاهی بافت، بو، دما یا ظاهر غذا برای دستگاه حسی او آزاردهنده است. گاهی درد، یبوست، رفلاکس، حساسیت غذایی، مشکل دهان و دندان یا دشواری در جویدن و بلع وجود دارد. در بعضی کودکان نیز محدودیت غذایی آن‌قدر شدید است که رشد، دریافت مواد مغذی، روابط اجتماعی یا زندگی خانواده را مختل می‌کند.

هدف این مقاله تشخیص‌دادن کودک در خانه نیست. هدف آن است که والد بتواند تفاوت میان انتخاب‌گری معمول و نشانه‌های نیازمند ارزیابی را بهتر بشناسد و رابطه‌ای امن‌تر با غذا و وعده‌ی غذایی ایجاد کند.

 

بدغذایی یا انتخاب‌گری غذایی چیست؟

تعریف واحدی برای بدغذایی وجود ندارد. معمولاً این واژه برای کودکانی به کار می‌رود که:

  • تنوع غذایی محدودی دارند؛
  • غذاهای جدید را به‌سختی می‌پذیرند؛
  • بعضی طعم‌ها، بوها یا بافت‌ها را رد می‌کنند؛
  • غذای پذیرفته‌شده را نیز گاهی نمی‌خورند؛
  • یا ترجیح می‌دهند چند غذای آشنا را بارها تکرار کنند.

در دوره‌ای از رشد، احتیاط در برابر غذای ناآشنا می‌تواند طبیعی باشد. کودک خردسال پس از دوره‌ی رشد سریع نوزادی ممکن است اشتهای کمتری پیدا کند. هم‌زمان، میل او به استقلال بیشتر می‌شود و می‌خواهد درباره‌ی بدن و غذای خود حق انتخاب داشته باشد.

این تغییر لزوماً به معنای مشکل پزشکی یا تربیتی نیست.

بااین‌حال، شدت محدودیت اهمیت دارد. کودکی که بعضی سبزی‌ها را نمی‌خورد اما از گروه‌های غذایی مختلف تغذیه می‌کند، رشد مناسبی دارد و می‌تواند در مهمانی یا مدرسه چیزی برای خوردن پیدا کند، با کودکی که فقط پنج غذای مشخص را تحمل می‌کند و با تغییر برند یا شکل بسته‌بندی آن‌ها نیز خوردن را متوقف می‌کند، شرایط یکسانی ندارد.

 

اشتهای کودک چرا هر روز متفاوت است؟

بزرگسالان معمولاً انتظار دارند کودک در تمام وعده‌ها مقدار ثابتی غذا بخورد، اما اشتهای کودکان تحت‌تأثیر عوامل متعددی است:

  • سرعت رشد
  • میزان فعالیت
  • خواب
  • بیماری
  • یبوست
  • خوردن میان‌وعده
  • نوشیدن شیر یا آب‌میوه
  • هیجان و اضطراب
  • خستگی
  • زمان‌بندی وعده‌ها
  • و حتی رشد دندان‌ها

ممکن است کودک در یک وعده بسیار کم و در وعده‌ی بعد بیشتر بخورد. بنابراین ارزیابی دریافت غذایی بهتر است بر اساس الگوی چند روز یا چند هفته انجام شود، نه مقدار خورده‌شده در یک وعده.

اصرار والد بر تمام‌کردن بشقاب می‌تواند توجه کودک را از نشانه‌های گرسنگی و سیری بدنش دور کند. هدف فقط واردکردن حجم بیشتری غذا به بدن کودک نیست؛ هدف این است که کودک به‌تدریج بتواند نشانه‌های بدن خود را بشناسد و رابطه‌ای سالم با غذا پیدا کند.

 

چرا کودک غذا را رد می‌کند؟

۱. احتیاط طبیعی در برابر غذای جدید

بسیاری از کودکان پیش از پذیرفتن غذای جدید به مواجهه‌های متعدد نیاز دارند. مواجهه فقط به معنای خوردن نیست. کودک ممکن است ابتدا:

  • غذا را در سفره ببیند؛
  • بوی آن را تحمل کند؛
  • به آن دست بزند؛
  • در آماده‌کردنش کمک کند؛
  • آن را لیس بزند؛
  • مقدار بسیار کمی بچشد؛
  • و بعد از چندین بار آن را بخورد.

ردکردن غذا در اولین مواجهه به معنای تنفردائمی نیست.

۲. نیاز به استقلال

غذا یکی از حوزه‌هایی است که کودک کنترل مستقیم‌تری بر آن دارد. بزرگسال می‌تواند غذا را آماده کند، اما نمی‌تواند بدون اجبار تصمیم نهایی بدن کودک برای جویدن و بلعیدن را کنترل کند.

وقتی وعده‌ی غذایی به میدان قدرت تبدیل می‌شود، امتناع کودک ممکن است شدت بگیرد. در این حالت، موضوع دیگر فقط طعم غذا نیست؛ کودک تلاش می‌کند مالکیت بدن خود را حفظ کند.

۳. حساسیت‌های حسی

برای بعضی کودکان، غذا فقط «خوشمزه یا بدمزه» نیست. ویژگی‌های حسی ممکن است واقعاً آزاردهنده باشند:

  • بافت لزج
  • مخلوط‌شدن مواد غذایی
  • بوی شدید
  • دمای خاص
  • صدای جویدن
  • رنگ یا ظاهر غذا
  • تکه‌های غیرمنتظره
  • یا تفاوت جزئی در یک برند آشنا

کودکی که فقط غذاهای ترد یا فقط غذاهای نرم می‌خورد، غذاهای مخلوط را تحمل نمی‌کند یا با بوی غذا حالت تهوع می‌گیرد، ممکن است تفاوت حسی داشته باشد.

این واکنش‌ها همیشه انتخاب آگاهانه یا لجبازی نیستند.

۴. دشواری در مهارت‌های غذاخوردن

غذاخوردن به هماهنگی پیچیده‌ای میان فک، لب‌ها، زبان، تنفس، جویدن و بلع نیاز دارد.

کودکی که در این مهارت‌ها مشکل دارد ممکن است:

  • غذا را مدت زیادی در دهان نگه دارد؛
  • فقط غذاهای بسیار نرم را بخورد؛
  • نتواند تکه‌های متناسب با سن را بجود؛
  • هنگام خوردن سرفه یا حالت خفگی پیدا کند؛
  • صدای تنفسش پس از بلع تغییر کند؛
  • وعده‌های بسیار طولانی داشته باشد؛
  • یا به دلیل خستگی، خوردن را رها کند.

امتناع در این شرایط ممکن است راه کودک برای محافظت از خود باشد.

۵. تجربه‌ی درد یا ناراحتی جسمی

اگر غذاخوردن با درد همراه شده باشد، کودک ممکن است از آن اجتناب کند.

علل احتمالی شامل موارد زیرند:

  • رفلاکس
  • یبوست
  • درد شکم
  • آلرژی یا حساسیت غذایی
  • التهاب دستگاه گوارش
  • مشکلات دهان و دندان
  • زخم دهان
  • بزرگ‌بودن لوزه‌ها
  • مشکلات تنفسی
  • یا درد هنگام بلع

کودک خردسال همیشه نمی‌تواند محل درد را توضیح دهد. ممکن است فقط دهانش را ببندد، گریه کند یا از صندلی غذا فرار کند.

۶. ترس پس از یک تجربه‌ی ناخوشایند

خفگی، استفراغ، واکنش حساسیتی، درد شدید یا حتی دیدن خفگی شخص دیگری می‌تواند باعث ترس از غذا شود.

کودک ممکن است بگوید:

«می‌ترسم در گلویم گیر کند.»

«اگر بخورم بالا می‌آورم.»

«این غذا امن نیست.»

در چنین شرایطی، تهدید یا وادارکردن کودک به خوردن می‌تواند ترس را تشدید کند.

۷. اضطراب و نیاز به پیش‌بینی‌پذیری

کودکان مضطرب ممکن است غذاهای آشنا را امن‌تر بدانند. غذای جدید از نظر آن‌ها سرشار از ابهام است:

  • مزه‌اش چگونه است؟
  • داخل آن چه چیزی وجود دارد؟
  • اگر نتوانم قورتش بدهم چه؟
  • اگر دیگران نگاهم کنند چه؟
  • اگر حالم بد شود چه؟

برنامه‌ی غذایی قابل‌پیش‌بینی و معرفی تدریجی غذا می‌تواند به کاهش این اضطراب کمک کند.

۸. تفاوت‌های رشدی

انتخاب‌گری شدید غذایی در بعضی کودکان دارای اوتیسم، اختلال بیش‌فعالی و کم‌توجهی، تأخیر رشدی، مشکلات حرکتی دهان یا تفاوت‌های حسی بیشتر دیده می‌شود.

بااین‌حال، بدغذایی به‌تنهایی نشان‌دهنده‌ی اوتیسم یا اختلال دیگری نیست. تشخیص فقط بر اساس مجموعه‌ای از ویژگی‌های رشدی و ارزیابی جامع انجام می‌شود.

۹. فشار و تعارض مداوم هنگام غذا

فشار برای خوردن معمولاً از نگرانی واقعی والد می‌آید. والد می‌ترسد کودک گرسنه بماند، رشد نکند یا بیمار شود.

اما راهبردهایی مانند:

  • دنبال‌کردن کودک با قاشق؛
  • مجبورکردن او به بازکردن دهان؛
  • گفتن «فقط یک لقمه‌ی دیگر» بارها و بارها؛
  • تهدید به محرومیت؛
  • مقایسه با خواهر و برادر؛
  • یا شرمنده‌کردن کودک،

ممکن است اضطراب وعده‌ی غذایی را افزایش دهند.

کودک ممکن است حتی پیش از دیدن غذا، با نشستن پشت میز احساس فشار کند. در نتیجه اشتها و آمادگی او برای تجربه‌ی غذا کاهش می‌یابد و چرخه‌ای شکل می‌گیرد:

کودک کمتر می‌خورد، والد بیشتر فشار می‌آورد، کودک بیشتر مقاومت می‌کند و نگرانی والد شدیدتر می‌شود.

 

تفاوت میان بدغذایی معمول و مشکل جدی‌تر چیست؟

بدغذایی معمول اغلب ویژگی‌های زیر را دارد:

  • کودک تعدادی غذای پذیرفته‌شده از چند گروه غذایی دارد؛
  • رشد او مناسب است؛
  • مهارت جویدن و بلع متناسب با سن دارد؛
  • بعضی غذاهای جدید را پس از مواجهه‌ی مکرر می‌پذیرد؛
  • وعده‌های غذایی همیشه با ترس شدید همراه نیستند؛
  • و محدودیت غذایی زندگی اجتماعی و خانوادگی را به‌شدت مختل نمی‌کند.

نشانه‌های نگران‌کننده‌تر می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • کاهش وزن یا توقف رشد
  • کمبودهای تغذیه‌ای
  • وابستگی زیاد به مکمل‌های خوراکی
  • تعداد بسیار کم غذاهای پذیرفته‌شده
  • حذف کامل گروه‌های غذایی
  • کاهش تدریجی فهرست غذاها
  • اضطراب یا ترس شدید از خوردن
  • حالت تهوع یا استفراغ مکرر هنگام مواجهه با غذا
  • وعده‌های بسیار طولانی
  • سرفه، خفگی یا تغییر صدا هنگام خوردن
  • مشکل در جویدن یا حرکت غذا در دهان
  • خستگی شدید هنگام غذاخوردن
  • خودداری از خوردن در مدرسه، مهمانی یا سفر
  • ناتوانی خانواده در شرکت در فعالیت‌های اجتماعی
  • و تعارض شدید و روزانه بر سر غذا

وزن طبیعی به‌تنهایی وجود مشکل را رد نمی‌کند. برخی کودکان از طریق تعداد کمی غذای پرانرژی وزن خود را حفظ می‌کنند، اما همچنان دچار کمبود مواد مغذی، اضطراب شدید یا اختلال جدی در زندگی روزمره‌اند.

 

اختلال تغذیه‌ای کودکان چیست؟

اختلال تغذیه‌ای کودکان به مصرف خوراکی نامتناسب با سن گفته می‌شود که با اختلال در یک یا چند حوزه همراه است:

  • سلامت جسمی
  • وضعیت تغذیه‌ای
  • مهارت‌های غذاخوردن
  • عملکرد روانی و اجتماعی

برای مثال، ممکن است کودک به دلیل مشکل پزشکی نتواند به‌راحتی غذا بخورد؛ یا مهارت جویدن و بلع او متناسب با سن نباشد؛ یا رژیم غذایی‌اش نتواند نیازهای تغذیه‌ای را تأمین کند؛ یا وعده‌های غذایی به منبع ترس، اجبار و اختلال جدی در زندگی خانواده تبدیل شده باشند.

این چارچوب کمک می‌کند مشکل غذاخوردن فقط «رفتاری» تلقی نشود. گاهی چند عامل هم‌زمان وجود دارند و کودک به ارزیابی تیمی نیاز دارد.

 

اختلال اجتنابی یا محدودکننده‌ی مصرف غذا چیست؟

در این اختلال، فرد مقدار یا تنوع غذا را به شکل قابل‌توجهی محدود می‌کند. این محدودیت ممکن است با یکی از این الگوها مرتبط باشد:

  • بی‌علاقگی یا اشتهای بسیار کم؛
  • حساسیت شدید به بو، طعم، بافت یا ظاهر غذا؛
  • ترس از پیامدهایی مانند خفگی، استفراغ یا درد.

برای مطرح‌شدن این تشخیص، محدودیت غذایی با پیامدهایی مانند کاهش یا اختلال رشد، کمبود تغذیه‌ای، وابستگی به مکمل‌ها یا اختلال قابل‌توجه در عملکرد اجتماعی و روزمره همراه است.

برخلاف بی‌اشتهایی عصبی، این محدودیت لزوماً ناشی از نگرانی درباره‌ی وزن یا شکل بدن نیست.

هر کودک سخت‌گیر در غذا این اختلال را ندارد. تشخیص باید توسط متخصص و پس از بررسی پزشکی، تغذیه‌ای و روان‌شناختی انجام شود.

 

مسئولیت والد و مسئولیت کودک در غذاخوردن چیست؟

یک چارچوب مفید این است که مسئولیت‌ها را از هم جدا کنیم.

والد یا مراقب مسئول است که:

  • چه غذایی ارائه شود؛
  • وعده در چه زمانی باشد؛
  • غذا در چه مکانی خورده شود؛
  • محیط تا حد ممکن آرام و ایمن باشد؛
  • و امکان دسترسی منظم به غذای کافی و متنوع وجود داشته باشد.

کودک در محدوده‌ی توان رشدی خود تصمیم می‌گیرد:

  • آیا از غذای ارائه‌شده بخورد؛
  • و چه مقدار بخورد.

این تقسیم مسئولیت به معنای آن نیست که والد هر خواسته‌ای را بدون برنامه اجرا کند یا کودک فقط شیرینی بخورد. والد ساختار، تنوع و مرز را حفظ می‌کند، اما خوردن را به بدن کودک تحمیل نمی‌کند.

 

والدین چگونه می‌توانند کمک کنند؟

برنامه‌ی منظم ایجاد کنید

وعده‌ها و میان‌وعده‌ها را در زمان‌های نسبتاً قابل‌پیش‌بینی ارائه دهید. خوردن مداوم در طول روز ممکن است اجازه ندهد کودک گرسنگی متناسبی برای وعده‌ی اصلی تجربه کند.

بین وعده‌ها معمولاً آب انتخاب مناسب‌تری است؛ مگر اینکه پزشک یا متخصص تغذیه توصیه‌ی دیگری داشته باشد.

در هر وعده یک غذای آشنا قرار دهید

قرار نیست تمام سفره فقط شامل غذاهای موردعلاقه‌ی کودک باشد. در کنار غذای خانواده، دست‌کم یک جزء آشنا و قابل‌تحمل قرار دهید تا کودک با دیدن میز غذا احساس نکند هیچ گزینه‌ی امنی ندارد.

این کار پاداش‌دادن به بدغذایی نیست؛ کاهش اضطراب و فراهم‌کردن امکان مشارکت در وعده است.

مقدار اولیه را کوچک نگه دارید

بشقاب پر ممکن است برای کودک بدغذا تهدیدآمیز باشد. مقدار بسیار کوچکی از غذای جدید ارائه دهید و در صورت تمایل کودک، غذای بیشتری اضافه کنید.

هدف اولیه می‌تواند فقط تحمل حضور غذا باشد.

مواجهه را تکرار کنید، اما اجبار نکنید

کودک ممکن است برای آشناشدن با غذا به مواجهه‌های متعدد نیاز داشته باشد. غذا را بدون فشار دوباره ارائه دهید.

مواجهه می‌تواند شامل مراحل مختلف باشد:

  • نگاه‌کردن
  • بوکردن
  • لمس‌کردن
  • کمک در شستن یا آماده‌سازی
  • گذاشتن در بشقاب
  • چشیدن مقدار کوچک
  • یا خوردن

کودک نباید به دلیل اینکه هنوز در مرحله‌ی لمس یا بوکردن است تحقیر شود.

اجازه دهید کودک در تهیه‌ی غذا مشارکت کند

کودک می‌تواند:

  • میوه یا سبزی را بشوید؛
  • مواد را هم بزند؛
  • میز را بچیند؛
  • از میان دو گزینه انتخاب کند؛
  • یا مواد غذایی را در فروشگاه پیدا کند.

مشارکت، آشنایی را افزایش می‌دهد؛ هرچند تضمین نمی‌کند کودک همان روز غذا را بخورد.

الگوی آرام باشید

کودکان از مشاهده‌ی دیگران نیز یاد می‌گیرند. غذای متنوع را با آرامش بخورید، بدون اینکه کودک را زیر نظر بگیرید یا درباره‌ی هر لقمه‌ی او نظر بدهید.

به‌جای:

«ببین من خوردم؛ تو چرا نمی‌خوری؟»

می‌توان گفت:

«این فلفل ترد است و کمی شیرین مزه می‌دهد.»

این زبان توصیفی است، نه فشاری.

به نشانه‌های گرسنگی و سیری احترام بگذارید

وادارکردن کودک به تمام‌کردن بشقاب ممکن است ارتباط او با نشانه‌های سیری را ضعیف کند.

اگر کودک می‌گوید سیر شده، لازم نیست بلافاصله غذای جایگزین دلخواه دریافت کند؛ اما مجبورکردن او به ادامه‌ی خوردن نیز راه مناسبی نیست. والد می‌تواند ساختار وعده و زمان میان‌وعده‌ی بعدی را حفظ کند.

عوامل حواس‌پرتی را آگاهانه مدیریت کنید

استفاده‌ی همیشگی از صفحه‌نمایش برای واردکردن غذا به دهان کودک ممکن است آگاهی او از جویدن، مزه، گرسنگی و سیری را کاهش دهد.

بااین‌حال، حذف ناگهانی صفحه‌نمایش در کودکی که مدت‌ها فقط با آن غذا خورده ممکن است تنش زیادی ایجاد کند. کاهش وابستگی بهتر است تدریجی و متناسب با وضعیت کودک انجام شود.

از واژه‌های هویتی پرهیز کنید

نگویید:

  • «او بدغذاست»
  • «او هیچ‌چیز نمی‌خورد»
  • «غذاخوردنش افتضاح است»
  • «از بچگی همین‌طور لوس بوده»

بهتر است درباره‌ی وضعیت فعلی صحبت کنید:

«او هنوز بافت‌های مخلوط را نمی‌پذیرد.»

«در حال آشناشدن با غذاهای جدید است.»

برچسب می‌تواند به بخشی از هویت کودک تبدیل شود.

 

چه کارهایی معمولاً مفید نیستند؟

واردکردن اجباری غذا به دهان کودک

این کار می‌تواند احساس ناامنی بدنی، ترس از غذا و مقاومت را افزایش دهد. اگر کودک مشکل بلع داشته باشد، حتی ممکن است خطرناک باشد.

تهدید، شرمسارسازی یا مقایسه

جملاتی مانند:

«اگر نخوری بزرگ نمی‌شوی.»

«بچه‌های دیگر آرزوی این غذا را دارند.»

«خواهرت از تو کوچک‌تر است و بهتر می‌خورد.»

معمولاً مهارت غذاخوردن ایجاد نمی‌کنند و ممکن است احساس گناه و تنش را افزایش دهند.

استفاده‌ی دائمی از شیرینی به‌عنوان جایزه

وقتی گفته می‌شود «اگر سبزی بخوری، بستنی می‌گیری»، کودک ممکن است نتیجه بگیرد که سبزی وظیفه‌ای ناخوشایند و بستنی غذای باارزش‌تر است.

پختن پی‌درپی چند غذای کاملاً متفاوت

اگر کودک هر بار با ردکردن غذا فوراً غذای دلخواه دیگری دریافت کند، ساختار وعده از بین می‌رود. بهتر است از ابتدا یک غذای آشنا در کنار غذای خانواده وجود داشته باشد، نه اینکه پس از تعارض چند وعده‌ی جداگانه پخته شود.

پنهان‌کردن همیشگی مواد غذایی

افزودن بعضی مواد مغذی به غذا می‌تواند بخشی از برنامه‌ی تغذیه‌ای باشد، اما اگر تنها راه مواجهه‌ی کودک با غذاها پنهان‌کاری باشد، اعتماد و شناخت او از غذا افزایش نمی‌یابد.

اگر کودک متوجه فریب شود، ممکن است حتی به غذاهای امن قبلی نیز بی‌اعتماد شود.

 

چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟

با پزشک خانواده یا متخصص کودکان مشورت کنید اگر:

  • کودک وزن کم کرده یا رشدش متوقف شده است؛
  • نسبت به گذشته غذاهای پذیرفته‌شده‌ی کمتری دارد؛
  • تمام یک گروه غذایی را حذف کرده است؛
  • نشانه‌های کمبود تغذیه‌ای یا ضعف و خستگی دارد؛
  • یبوست، درد، استفراغ یا رفلاکس مکرر دارد؛
  • هنگام خوردن سرفه، خفگی یا مشکل تنفسی پیدا می‌کند؛
  • غذا را مدت طولانی در دهان نگه می‌دارد؛
  • نمی‌تواند بافت‌های متناسب با سن را بجود؛
  • وعده‌ها مرتب بیش از حد طولانی می‌شوند؛
  • از خفگی، استفراغ یا آلرژی وحشت شدید دارد؛
  • فقط تعداد بسیار محدودی غذا می‌خورد؛
  • برای حفظ دریافت غذایی به مکمل وابسته است؛
  • در مدرسه، سفر یا مهمانی نمی‌تواند غذا بخورد؛
  • محدودیت غذایی باعث اختلال جدی در زندگی خانواده شده است؛
  • یا والد درباره‌ی ایمنی بلع یا سلامت کودک نگران است.

بسته به مشکل، تیم ارزیابی ممکن است شامل متخصص کودکان، متخصص تغذیه، روان‌شناس یا روان‌پزشک کودک، کاردرمانگر، متخصص گفتار و زبان دارای تجربه‌ی تغذیه و بلع، متخصص گوارش یا متخصص آلرژی باشد.

 

ارزیابی مشکلات تغذیه‌ای چگونه انجام می‌شود؟

ارزیابی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • بررسی نمودار رشد
  • تاریخچه‌ی پزشکی و رشدی
  • الگوی غذاهای پذیرفته‌شده
  • بررسی مواد مغذی دریافتی
  • مشاهده‌ی یک وعده‌ی غذایی
  • ارزیابی جویدن و بلع
  • بررسی مهارت‌های حرکتی دهان
  • ارزیابی حساسیت‌های حسی
  • بررسی اضطراب و ترس از غذا
  • بررسی رابطه‌ی والد و کودک هنگام غذا
  • آزمایش‌های پزشکی در صورت نیاز
  • و ارزیابی تأثیر مشکل بر زندگی اجتماعی و خانوادگی

مداخله باید بر اساس علت انجام شود. کودکی که هنگام بلع درد دارد، با کودکی که از بافت غذا می‌ترسد یا کودکی که درگیر جنگ قدرت شده، به برنامه‌های یکسانی نیاز ندارد.

 

نگاه دلبستگی‌محور به غذاخوردن

غذا فقط مجموعه‌ای از کالری و مواد مغذی نیست. غذاخوردن از نخستین تجربه‌های رابطه‌ای کودک است و با مراقبت، تماس، امنیت، استقلال و اعتماد به بدن ارتباط دارد.

نگاه دلبستگی‌محور نمی‌گوید کودک باید هرچه خواست بخورد یا والد هیچ ساختاری نداشته باشد. این نگاه می‌گوید:

  • بدن کودک باید محترم شمرده شود؛
  • والد مسئول ایجاد ساختار و دسترسی به غذای مناسب است؛
  • نگرانی والد باید دیده شود، اما نباید به کنترل اجباری بدن کودک تبدیل شود؛
  • و وعده‌ی غذایی بهتر است محل ارتباط باشد، نه آزمونی روزانه برای اثبات فرمان‌برداری.

مرز سالم می‌تواند چنین باشد:

«این غذایی است که امشب داریم. لازم نیست آن را بخوری. می‌توانی از قسمت‌هایی که برایت قابل‌تحمل است انتخاب کنی. وعده‌ی بعدی در زمان مشخص خودش خواهد بود.»

این جمله هم ساختار دارد، هم اختیار بدن کودک را به رسمیت می‌شناسد.

 

جمع‌بندی

بدغذایی کودک همیشه لجبازی نیست.

گاهی انتخاب‌گری غذایی بخشی از رشد طبیعی است و با مواجهه‌ی آرام و تکرارشونده کاهش می‌یابد. گاهی کودک به دلیل حساسیت حسی، اضطراب، نیاز به پیش‌بینی‌پذیری یا تجربه‌ی ناخوشایند از غذا دوری می‌کند. گاهی نیز درد، مشکل جویدن و بلع، کمبود تغذیه‌ای یا یک اختلال تغذیه‌ای جدی‌تر وجود دارد.

والد می‌تواند:

  • زمان و ساختار وعده‌ها را مشخص کند؛
  • غذای متنوع و دست‌کم یک گزینه‌ی آشنا ارائه دهد؛
  • از اجبار و شرمسارسازی پرهیز کند؛
  • مواجهه‌های کوچک و مکرر ایجاد کند؛
  • به نشانه‌های گرسنگی و سیری احترام بگذارد؛
  • و در صورت وجود نشانه‌های هشدار، ارزیابی تخصصی درخواست کند.

پرسش مفید فقط این نیست:

«چطور وادارش کنم این غذا را بخورد؟»

بلکه باید پرسید:

«چه چیزی غذاخوردن را برای این کودک دشوار کرده و چگونه می‌توانم ضمن حفظ ساختار تغذیه‌ای، به بدن، ترس‌ها و ظرفیت رشدی او احترام بگذارم؟»

 

منابع

  • Goday, P. S., et al. Pediatric Feeding Disorder: Consensus Definition and Conceptual Framework. این مقاله اختلال تغذیه‌ای کودکان را مصرف خوراکی نامتناسب با سن همراه با اختلال پزشکی، تغذیه‌ای، مهارتی یا روانی‌اجتماعی تعریف می‌کند. (PubMed Central)
  • American Speech-Language-Hearing Association. Pediatric Feeding and Swallowing. این راهنمای بالینی نشانه‌ها، عوامل پزشکی و رشدی و اصول ارزیابی مشکلات تغذیه و بلع کودکان را توضیح می‌دهد. (ASHA)
  • American Speech-Language-Hearing Association. Feeding and Swallowing Disorders in Children. این منبع نشانه‌هایی مانند سرفه، خفگی، طولانی‌شدن وعده، مشکل جویدن، امتناع از بافت‌ها و رشد ناکافی را مرور می‌کند. (ASHA)
  • National Institute of Mental Health. Eating Disorders: What You Need to Know. این منبع اختلال اجتنابی یا محدودکننده‌ی مصرف غذا را از نظر محدودیت مقدار یا تنوع غذا، ترس از پیامدهای خوردن و حساسیت به ویژگی‌های غذا توضیح می‌دهد. (NIMH)
  • Taylor, C. M., et al. Picky Eating in Children: Causes and Consequences. این مرور علمی عوامل مرتبط با بدغذایی، از جمله مشکلات اولیه‌ی تغذیه، فشار برای خوردن و تأثیر احتمالی آن بر تنوع غذایی و رشد را بررسی می‌کند. (PubMed Central)
  • Wolstenholme, H., et al. Childhood Fussy/Picky Eating Behaviours: A Systematic Review and Synthesis of Qualitative Studies. این مرور تجربه‌ی خانواده‌ها و راهبردهایی مانند مواجهه‌ی مکرر، الگوسازی و کاهش فشار هنگام غذا را بررسی می‌کند. (PubMed Central)
  • Chilman, L., et al. Picky Eating in Children: A Scoping Review to Examine Its Intrinsic and Extrinsic Features and How They Relate to Identification. این مرور به ارتباط احتمالی فشار برای خوردن، شیوه‌های کنترل‌گرانه و پاداش غذایی با انتخاب‌گری غذایی می‌پردازد. (PubMed Central)
  • Kamarudin, M. S., et al. Interventions for Picky Eaters Among Typically Developing Children: A Scoping Review. این مرور نشان می‌دهد مواجهه‌ی مکرر می‌تواند پذیرش غذاهای جدید را، به‌ویژه در کودکان کم‌سن‌تر، افزایش دهد. (PubMed Central)
  • Jansen, P. W., et al. Bi-directional Associations Between Child Fussy Eating and Parents’ Pressure to Eat. این پژوهش رابطه‌ی دوسویه میان بدغذایی کودک و افزایش فشار والد برای غذاخوردن را بررسی می‌کند. (PubMed Central)
  • Samuel, T. M., et al. A Narrative Review of Childhood Picky Eating and Its Relationship to Food Intakes, Nutritional Status, and Growth. این مقاله پیامدهای احتمالی انتخاب‌گری شدید بر دریافت مواد غذایی، وضعیت تغذیه‌ای و رشد را مرور می‌کند. (PubMed Central)
نویسنده آزیتا محمدکریمی
رزرو جلسات کوچینگ والدین

اگر مشکل فرزندپروری و... دارید
می‌توانید از خدمات کوچینگ مدرسه دلبستگی آزیتا استفاده کنید

رزرو جلسات کوچینگ والدین

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید
امتیاز شما اختیاری
انتخاب نشده

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب